امروزه بازاریابی دیجیتال بدون ماژولهای ویدیویی کامل نمیشود. این ماژولها به برندها این امکان میدهند تا داستانهای خود را به شیوهای که با مردم در پلتفرمهای مختلف ارتباط برقرار میکند، روایت کنند. نگاهی به اعداد و ارقام از تحقیقات شرکت سیسکو بیندازید که پیشبینی میکند تا سال ۲۰۲۲ ویدیوها حدود ۸۲٪ از کل ترافیک اینترنتی را تشکیل دهند. این یک تغییر عظیم است که شرکتها نمیتوانند در صورت تمایل به حفظ رقابتپذیری، از آن چشمپوشی کنند. چه چیزی باعث اثربخشی بالای ویدیوها میشود؟ خب، ویدیوها به سرعت به هسته اصلی موضوع میرسند. افراد حدود ۹۵٪ از چیزی که در یک ویدیو میبینند را به یاد میآورند، در حالی که این میزان برای متن خواندهشده تنها ۱۰٪ است. این آمارها فقط حقایق جالب نیستند؛ بلکه دقیقاً دلیل این را نشان میدهند که چرا بازاریابان باهوش امروزه تلاش زیادی در تولید محتوای ویدیویی خوب میکنند. برای هر کسی که جدیگرفتن تعامل آنلاین جدی میگیرد، راحت شدن با تولید ویدیو دیگر یک گزینه اختیاری نیست.
درک اینکه افراد چگونه در عمل رفتار میکنند وقتی صحبت از تماشای ویدیوها در تلفنهای خود میشود، برای هر کسی که سعی در ایجاد استراتژیهای خوب ویدیویی دارد، اهمیت زیادی پیدا کرده است. وقتی بازاریابان با برنامه حرکت کنند و شروع به تولید محتوایی کنند که با آنچه تماشاگران میخواهند تماشا کند هماهنگ باشد، به مراتب بهتر به هدف خواهند رسید. به عنوان مثال اعداد و ارقام HubSpot – تقریباً نصف جمع (یعنی 54 درصد) افراد بیشتر دوست دارند ویدیوهایی را تماشا کنند که توسط شرکتهایی تولید شدهاند که قبلاً از آنها خوششان آمده است. این موضوع چیزی را به خوبی برجسته میکند: اگر برندها میخواهند تأثیر بگذارند، ویدیوهایشان باید مستقیماً به آنچه مخاطبانشان به آن اهمیت میدهند سخن بگویند. با بررسی آمار مشارکت از طریق پلتفرمهای مختلف، بازاریابان باهوش روش خود را در حال حرکت تنظیم میکنند. ممکن است طول یک کلیپ را تغییر دهند یا موضوع را برحسب اینکه چه چیزی کلیک و به اشتراک میشود، تغییر دهند. توانایی پاسخ سریع به عادات در حال تغییر تماشاگران به حفظ روابط محکم با برندها کمک میکند، حتی در شرایطی که همه دارند امرووزه از میان محتوای زیادی در فضای اینترنت اسکرول میکنند.
در جذب توجه مردم، داستانسرایی تصویری واقعاً کارهای شگفتانگیزی برای برندهایی انجام میدهد که میخواهند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند. به این فکر کنید: داستانهایی که از طریق تصاویر و فیلمها روایت میشوند، معمولاً به خاطرمان میمانند بسیار بهتر از متنهای ساده. برخی تحقیقات نشان میدهند که مقالاتی که پر از تصاویر هستند حدود 94٪ بازدید بیشتری نسبت به مقالاتی که فقط با کلمات نوشته شدهاند دارند. این افزایش زیاد هنگامی که به نحوه پردازش طبیعی اطلاعات توسط انسان فکر کنیم، تعجبآور نیست. برندهایی که روی روایت داستانهای خوب از طریق فیلمهایشان تمرکز میکنند، معمولاً متوجه میشوند که در طول زمان پیوندهای قویتری با مشتریان خود برقرار کردهاند. به عنوان مثال Patagonia را در نظر بگیرید، آنها از طریق به اشتراک گذاشتن داستانهای صادقانه درباره ماجراهای واقعی و مسائل محیط زیست در محتوایشان، روابطی بلندمدت با علاقهمندان به فضای باز ایجاد کردهاند.
ویدئوهای تعاملی واقعاً در به یاد داشتن برند کمک بسیاری میکنند، چون مخاطب را درگیر میکنند و میزان زمان تماشا را افزایش میدهند. برخی مطالعات نشان میدهند که وقتی برندها قسمتهای قابل کلیک به ویدئوهایشان اضافه میکنند، میزان تعامل ۷۰٪ افزایش مییابد. این یعنی مشتریان ارتباط بهتری با محتوای دیده شده پیدا میکنند. شرکتها هم بهبودهایی را در چند حوزه کلیدی دیگر نیز مشاهده میکنند. نرخ کلیک افزایش مییابد، تبدیلها بیشتر میشوند و مهمتر از همه، مردم بعد از تماشا واقعاً برند را به یاد میسپارند. اطلاعات در ذهن آنها بسیار طولانیتر از ویدئوهای معمولی باقی میماند. بنابراین در حالی که تبلیغات سنتی ممکن است به سرعت از خاطر بروند، این تجربیات تعاملی تأثیراتی دوامدار ایجاد میکنند که در طول زمان به نتایج واقعی در کسبوکار تبدیل میشوند.
کمپینهای ویدیویی که به گروههای خاصی هدف میدهند، زمانی که پیامهایشان با توجه به نیازهای واقعی مخاطبان تنظیم شود، معمولاً نرخ تبدیل را به میزان قابل توجهی افزایش میدهند. بر اساس آمار Wyzowl، حدود ۸ از هر ۱۰ نفر میگویند که چیزی را خریداری کردهاند چون ابتدا ویدیوی شرکت را تماشا کردهاند. این موضوع نشان میدهد که ویدیوهای خوب چقدر میتوانند در ایجاد فروش موثر باشند. وقتی برندها از استراتژیهای هدفگیری مجدد استفاده میکنند، در واقع مشتریانی که قبلاً علاقه نشان دادهاند را دوباره به سمت خود سوق میدهند. این روش نه تنها باعث ایجاد بازدهی بهتر سرمایه (ROI) میشود، بلکه دلیل اینکه چرا بازاریابان باهوش امروزی به طور گستردهای در محتوای ویدیویی سرمایهگذاری میکنند را نیز نشان میدهد. ترکیب این دو روش به خوبی توجه را جلب میکند و توجه را به خرید واقعی تبدیل میکند.
ویدئوهای توضیحی عالی هستند که محصولات را به افرادی که ممکن است علاقهمند باشند معرفی کنند و به آنها این امکان را دهند تا به خوبی با ویژگیهای خاص محصول و نحوه کارکرد آن آشنا شوند. این ویدئوها چیزهای پیچیده را ساده میکنند تا افراد معمولی بتوانند درک کنند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، در حالی که ممکن بود قبلاً گیجکننده به نظر برسد. برخی تحقیقات نشان میدهند که هنگامی که شرکتها از این نوع ویدئوها استفاده میکنند، گاهی اوقات تبدیلها را تا حدود 20٪ افزایش مییابد، که به این معنی است که مردم توجه میکنند و اقدام میکنند. قسمت خوب این است که این ویدئوها فقط خلاصههای سریع از محصولات نیستند. خالقان باهوش از همان ابتدا پاسخ سوالات متداول مشتریان را در آنها قرار میدهند. وقتی خریداران این محتوا را تماشا میکنند، معمولاً فرآیند خرید را سریعتر انجام میدهند، چون اکثراً اطلاعات مهم برایشان مشخص است و نیازی نیست در منابع دیگر دنبال اطلاعات زیادی بگردند. برای کسبوکارهایی که به دنبال افزایش فروش و صرفهجویی در وقت پشتیبانی مشتریان هستند، اضافه کردن ویدئوهای توضیحی به استراتژی بازاریابیشان در حال حاضر یک تصمیم باهوش در بسیاری از صنایع است.
وقتی شرکتها از مطالعات موردی بر اساس گواهیهای واقعی مشتریان استفاده میکنند، این امر باعث افزایش قابلیت اطمینان بازاریابی آنها میشود، چون مردم میتوانند تجربیات واقعی دیگران را مشاهده کنند. این نوع از ویدیوها اعتماد را ایجاد میکنند، چرا که شبیه توصیههای دهان به دهان از دوستان عمل میکنند. برخی از مطالعات نشان میدهند که حدود ۷۹ درصد از خریداران، نظرات آنلاین را تقریباً مانند توصیههای شخصی از سوی کسانی که میشناسند، در نظر میگیرند. نشان دادن نحوه کارکرد محصولات در شرایط واقعی زندگی، به خریداران بالقوه کمک میکند تا درک کنند چقدر یک محصول واقعاً مؤثر است. افرادی که این ویدیوها را تماشا میکنند، میتوانند خودشان را در حال استفاده از محصول تصور کنند که همین عامل تفاوت ایجاد میکند. در نهایت، این داستانها تنها باعث افزایش اعتماد به برندهای تجاری نمیشوند، بلکه به مردم اجازه میدهند تا مزایای خرید را بهخوبی درک کنند و تماشاگران معمولی را به مشتریانی تبدیل کنند که احساس خوبی نسبت به تصمیم خرید خود دارند.
ویدیوهای کوتاه سریعاً توجه افراد را در شبکههای اجتماعی جلب میکنند که این موضوع برای نسلی که همیشه در حال حرکت است بسیار مناسب است. به پلتفرمهایی مانند تیکتاک و اینستاگرام نگاه کنید که در آنها کلیپهای کوتاهتر از شصت ثانیه بازخورد بسیار بهتری دارند، چون مردم تمایل دارند فوراً آنها را درخوراک خود تماشا کنند. افراد فقط چیزی سریع میخواهند که تمام نیازهایشان را با سرمایهگذاری کمی از زمان برطرف کند. وقتی برندهایی این نوع محتوا را تولید میکنند که راحت قابل تماشاست و واقعاً سرگرمکننده باشد، متوجه میشوند که پستهایشان بیشتر در شبکههای مختلف به اشتراک گذاشته میشود. این موضوع به معنای دیده شدن بیشتر برند و جذب دنبالکنندگان جدید نیز هست. شرکتهایی که این رویکرد را در پیش میگیرند فقط مخاطبان را بیشتر درگیر نمیکنند، بلکه ارتباطات قویتری را در فضای دیجیتال شلوغ امروزی ایجاد میکنند که در آن متمایز شدن اهمیت بیشتری دارد.
هنگام ایجاد ویدئوهایی برای شبکههای اجتماعی، تطبیق آنها با هر پلتفرم بهصورت جداگانه بهطور قابلتوجهی به افزایش تعداد بازدیدها و تعاملات کمک میکند، چون مردم در اپلیکیشنهای مختلف به چیزها بهصورت متفاوتی نگاه میکنند. برای مثال، استوریهای اینستاگرام نیازمند کلیپهای کوتاه، حداکثر ۱۵ ثانیهای هستند، در حالی که یوتیوب برای محتوای طولانیتر و داستانسرایی مناسبتر است. اطمینان از اینکه محتوا با بهترین شیوه برای هر سایت تنظیم شده باشد، یعنی به چیزی که مخاطبان واقعاً میخواهند نگاه کنند پاسخ داده شود، که بهصورت طبیعی منجر به تعامل بیشتری میشود. برخی از مطالعات نشان میدهند که وقتی ویدئوها بهدرستی برای محیطی که در آن قرار میگیرند ساخته شوند، میزان تعامل میتواند تا ۵۰٪ افزایش یابد. این تفاوت در جذب توجه از طریق این کانالهای متنوع بسیار مهم است. دستیابی به این نکته تنها منجر به ارتباط بهتر با بینندگان نمیشود، بلکه باعث افزایش بهرهوری در کل استراتژی شبکههای اجتماعی نیز میشود.
افزودن ویدئوها به کمپینهای ایمیلی واقعاً نرخ کلیک را افزایش میدهد و مخاطبان را بیشتر درگیر میکند. برخی مطالعات نشان میدهند که استفاده از ویدئو میتواند تعداد کلیکها را در مقایسه با ایمیلهای معمولی سه برابر کند. این موضوع واقعاً قابل توجه است. وقتی ما ویدئوها را در پیامهای خود قرار میدهیم، چیز خاصی برای ارائه به مخاطبان داریم. افراد نسبت به آنچه در پیشنمایش میبینند کنجکاو میشوند و اغلب انگیزه مییابند تا آن را بلافاصله تماشا کنند. متوجه شدهایم که وقتی کسی حتی بخشی از یک ویدئو را تماشا کند، احتمال اینکه دست به اقدام مورد نظر ما بزند بسیار بیشتر میشود. و باید بپذیریم که هیچکس ایمیلی با تصاویر متحرک ضمیمهشده را فراموش نمیکند. این عناصر بصری به خاطر سپردنی بیشتری نسبت به متن ساده دارند و پیامهای بازاریابی ما را در طول زمان بسیار مؤثرتر میکنند.
ابزارهای تحلیلی بینندهها را درک واقعی از نحوه تعامل افراد با ویدیوها فراهم میکنند که به شکل دادن استراتژیهای بهتر توزیع برای دسترسی حداکثری کمک میکند. وقتی به اعدادی مانند مدت زمانی که بیننندگان قبل از متوقف کردن ویدیو تماشا میکنند یا نقاطی که معمولاً علاقهشان کم میشود نگاه میکنید، مشخص میشود چه نوع محتوایی بهتر با گروههای مختلف ارتباط برقرار میکند. سپس میتوان تغییراتی بر اساس این دادهها و نه فقط حدسهای ساده ایجاد کرد. نزدیک شدن به آنچه برای بیننندگان اهمیت دارد از طریق این آمار، روابط بلندمدتی را در طول زمان ایجاد میکند بجای اینکه فقط به دنبال پیروزیهای کوتاهمدت باشیم. دانستن اینکه چه چیزی کار میکند به برندهای تولید محتوا اجازه میدهد برنامههای خود را با آنچه مردم واقعاً میخواهند تماشا کند هماهنگ کنند و این باعث افزایش اثربخشی کمپینها میشود. قرار دادن تحلیلها در اولویت اول، بازاریابی ویدیویی را در دنیای سریعالتحول امروزی مرتبط نگه میدارد و تعاملات معنادار و نتایجی را ایجاد میکند که فراتر از کلیکها اهمیت دارند.
موارد نیمهتمام ویدئویی Valsen Tech به بازاریابان چیزی واقعاً مفید ارائه میدهد، زمانی که نیاز دارند ویدئوهایی ایجاد کنند که با الزامات مختلف کمپینها تطبیق داشته باشند. این ماژولها خودشان بسیار انعطافپذیر هستند، سفارشیسازی و تغییر مقیاس آنها به سادگی امکانپذیر است و بسته به نیازهای واقعی کسبوکار در هر لحظه، قابل استفادهاند. چیزی که باعث میشود این ماژولها شایسته توجه باشند، کاهش هزینههای تولید و حفظ یکسانی ظاهر ویدئوها با پیام برند شرکت است، بسته به اینکه شرکت چه پیامی را میخواهد منتشر کند. برای کسبوکارهایی که میخواهند با هزینههای کمتر، بازاریابی خود را سریع در معرض دید قرار دهند، این ماژولهای پیشساخته امکان راهاندازی سریع محتوای ویدئویی را فراهم میکنند، یعنی اینکه محصولات یا خدمات زودتر به دست مشتریان برسند. این سطح از سرعت در بازار رقابتی امروزی اهمیت بسیاری دارد.
ماژول ویدئویی با فناوری کارد وارپ (Card Warp) چیزی نوآورانه برای برندهایی که میخواهند هویت خود را مستقیماً در محتوای ویدئویی جا دهند، فراهم میکند. بازاریابان دریافتهاند که اکنون میتوانند متن و تصاویر را بهتر با هم هماهنگ کنند، بنابراین لوگوها و سایر نشانههای برندها همواره در مرکز توجه باقی میمانند و این توجه اجباری نمینماید. وقتی تماشاگران این ویدئوها را تماشا میکنند، معمولاً به خاطر داشتن برندها را برای مدت طولانیتری حفظ میکنند، چون همه چیز به طور طبیعی در کنار هم جریان دارد. با استفاده از افکتهای ویژه کارد وارپ، طراحان میتوانند دنبالههای جذاب چشمنوازی ایجاد کنند که از ابتدا توجه مخاطب را جلب میکنند و در عین حال پیام اصلی را حفظ میکنند. چیزی که به خوبی عمل میکند، ترکیب نتایج عملی با طراحیهای زیبا است؛ بنابراین شرکتها میتوانند هم افزایش شناخت از برندهای خود را تجربه کنند و هم مشتریان راضیتری داشته باشند که ظاهر حرفهای آن را دوست دارند.
ماژول ویدئویی واسن تک با فوم ترکیبی از استحکام و طراحی هوشمندانه است که به کسبوکارها کمک میکند تا برندهای خود را بهطور موثری معرفی کنند. چه چیزی این محصول را متمایز میکند؟ قطعات فومی آن در برابر دستکاریهای شدید محافظت میکنند، بنابراین در رویدادها کاربرد بسیار خوبی دارد، جایی که ممکن است مردم در حین نمایشگاههای تجاری یا ارائه محصولات، آن را زیاد حرکت دهند. بازاریابان از اینکه میتوانند داستانها را بهصورت تصویری روایت کنند بدون اینکه نگران آسیبدیدگی و کاهش کیفیت ارائه باشند، خوششان میآید. کاربران در محل دائم در مورد انعطافپذیری واقعی این ماژولها صحبت میکنند. این ماژولها به مخاطبان این امکان را میدهند تا بهخوبی ببینند مهمترین موارد چیستند، در حالی که همه چیز سالم باقی میماند، حتی زمانی که ضربه دیده میشود یا در معرض عوامل مختلف محیطی در طول روز نمایشگاه قرار میگیرد.
درک صحیح از بازدهی سرمایهگذاری در بازاریابی ویدئویی به معنای توجه به چند شاخص مهم است. شاخصهایی مانند سطح مشارکت بینندگان، نرخ تبدیل و مدت زمانی که افراد ویدئو را تماشا میکنند، اطلاعات واقعی در مورد اینکه چه چیزی برای مخاطبان جواب میدهد و چه چیزی جواب نمیدهد، فراهم میکنند. بررسی اعداد و ارقام در کنار آنچه مردم در مورد ویدئوها میگویند، تصویر بهتری از تأثیر آنها ایجاد میکند. به عنوان مثال، اعداد بالای مشارکت اغلب به این معنی است که محتوا به خوبی مخاطب را هدف قرار داده است، در حالی که آمار تبدیل دقیقاً نشان میدهد چند نفر پس از تماشای ویدئو اقدام خاصی انجام دادهاند. وقتی تیمها به طور منظم این اعداد را بررسی و تحلیل میکنند، میتوانند رویکرد خود را با گذشت زمان بهبود دهند و نتایج بهتری به دست آورند. بهترین استراتژی تنها دنبال کردن اعداد نیست، بلکه یافتن نقطهای است که دادهها با واکنشهای واقعی ترکیب میشوند تا شرکتها بتوانند تصمیمات هوشمندانهتری در آینده بگیرند.
تست A/B در بهرهبرداری حداکثری از محتوای ویدیویی بسیار ضروری است، چرا که این امکان را به بازاریابان میدهد تا دو نسخه متفاوت از یک ویدیو را در برابر هم قرار دهند. هدف اصلی این است که بفهمیم کدام یک با مخاطبان بهتر عمل میکند، به این ترتیب میدانیم چه چیزی واقعاً توجه جلب میکند بجای اینکه فقط حدس بزنیم. وقتی بازاریابان با عناصری مثل تصاویر کوچک (thumbnail)، محل قرار دادن دکمههای "کلیک کنید" و حتی مدت زمان پخش ویدیوها بازی میکنند، به تدریج بهتر میشوند در تولید محتوایی که مردم دوست دارند ببینند. شرکتهایی که این نوع تستها را به طور منظم انجام میدهند، افزایش قابل توجهی در میزان مشارکت مخاطبان و تبدیل آنها به مشتری تجربه میکنند. و درست است، چه کسی دوست ندارد چنین اتفاقی بیفتد؟ نتایج بهتر به معنای صرفهجویی در هزینهها و همچنین هزینه کردن بهتر منابع است. فراتر از تنظیم کردن تکتک ویدیوها، این رویکرد به طور واقعی به ساخت استراتژیهای بازاریابی ویدیویی قویتر کمک میکند و کمپینهایی را ایجاد میکند که واقعاً تأثیرگذار هستند بجای اینکه فقط در گوشهای بیخود بمانند.
