نماها و صفحات نمایش فراگیر باعث تغییر نحوه تجربه فضاهای تجاری توسط افراد شدهاند، این امر بیشتر به لطف فناوریهایی مانند واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) میباشد. این نماها به شدت توجه را جذب میکنند و تأثیرات ماندگاری ایجاد میکنند، زیرا به افراد اجازه تعامل فعال را میدهند، نه فقط تماشای یک چیز ثابت. به عنوان مثال در موزهها، برخی از آنها شروع به استفاده از سیستمهای VR کردهاند که بازدیدکنندگان میتوانند در میان خرابههای باستانی یا صحنههای تاریخی قدم بزنند و آن را تجربه کنند گویی خودشان در آن مکان بودهاند. خردهفروشان هم خلاقیت به خرج دادهاند، مانند فروشگاههایی که از آینههای دیجیتالی استفاده میکنند که مشتریان میتوانند لباسهای مختلف را بدون پوشیدن واقعی آن ببینند. این موضوع از نظر آماری هم تأیید میشود. فروشگاههایی که این نوع نمایشگرهای تعاملی را نصب کردهاند، مشتریان بیشتری را در فروشگاه نگه میدارند و در نهایت فروش و تبدیل به فروش بیشتری منجر میشوند. وقتی فکر کنید، این موضوع کاملاً منطقی است: مردم بیشتر به تجربیات یاد میکنند تا به محصولات به تنهایی.
نگاهی به مثالهای واقعی نشان میدهد که چه قدر این رویکرد برای کسبوکارها میتواند قدرتمند باشد. به عنوان مثال شرکتهای Nike و Disney هر دو از تکنولوژی نمایشگرهای فراگیر پذیرش کردهاند تا ارتباطشان با مشتریان را تقویت کنند. در فروشگاه House of Innovation شرکت نایکی در شهر نیویورک، خریداران با صفحهنمایشهای لمسی تعامل دارند که محصولاتی را بر اساس سلیقه و تاریخچه جستوجوی آنها پیشنهاد میدهند. نتیجه چیست؟ مردم وقت بیشتری را در فروشگاه میگذرانند و با خریدهای خود رضایت بیشتری مییابند. کاری که این شرکتها انجام میدهند تنها یک بازاریابی سطحی هم نیست. دادهها هم همین موضوع را تأیید میکنند؛ زمانی که برندی در ایجاد تجربیات خرید یادماندنی و غنیشده با تکنولوژی سرمایهگذاری میکند، آنچه در سطح عملی رخ میدهد توسط دادههای واقعی پشتیبانی میشود.
استفاده از مواد و فناوریهای سبز که مصرف انرژی را کاهش میدهند، امروزه در طراحی نمایشگرهای ویدیویی اهمیت زیادی پیدا کرده است. شرکتهایی که قصد کاهش اثرات زیستمحیطی خود را دارند، شروع به انتخاب صفحههای نمایش ساخته شده از مواد بازیافتی یا سایر مواد دوستدار محیط زیست کردهاند. به عنوان مثال، نمایشگرهای LED بسیار محبوب هستند چون مصرف برق بسیار کمتری دارند و در مقایسه با گزینههای قدیمیتر، طول عمر بیشتری نیز دارند. این موضوع از نظر آماری نیز تأیید شده است؛ نمایشگرهای سبز معمولاً انتشار کربن را در مقایسه با گزینههای قبلی به میزان قابل توجهی کاهش میدهند. برخی از گزارشهای صنعتی نشان میدهند که شرکتها با تغییر به راهکارهای نمایشگری آگاهانه از نظر زیستمحیطی، میتوانند هزاران دلار در طول زمان صرفهجویی کنند.
در زمینه طراحی پایدار برای نمایشگرهای تجاری، گواهیهای انرژی استار و LEED اهمیت زیادی دارند. دریافت این گواهیها نشان میدهد که شرکتها میخواهند به سمت گرین شدن حرکت کنند و در همان زمان هزینههای برق خود را کاهش دهند. مدیران خردهفروشی و اداری که نمایشگرهای گواهیشده را نصب میکنند، معمولاً شاهد کاهش قابل توجه هزینههای ماهانه برق خود هستند. علاوه بر این، مشتریان متوجه این موضوع میشوند و از کسبوکارهایی که مسئولیتهای محیط زیستی را جدی میگیرند، قدردانی میکنند. بسیاری از شرکتها دریافتهاند که سرمایهگذاری در این استانداردها از لحاظ مالی و اعتباری بازدهی خوبی دارد و این موضوع توضیح میدهد که چرا پایداری به یک عامل بسیار مهم در نحوه برخورد ما با فناوری نمایشگرها در سطح امروز تبدیل شده است.
ما از تحقیقات بسیار زیادی میدانیم که رنگها واقعاً تأثیر زیادی بر این دارد که مردم چگونه نسبت به چیزها احساس میکنند، بهویژه در مورد تبلیغات و مسائل بازاریابی. رنگهای پررنگ چشم ما را جذب میکنند و احساسات مختلفی را درونمان فعال میکنند که در نهایت شکلدهنده نظر ما نسبت به محصولات و برندها میشود. برای مثال قرمز، معمولاً باعث هیجان یا گرسنگی میشود (که توضیح میدهد چرا بسیاری از رستورانهای فستفود از آن استفاده میکنند). آبی از سوی دیگر احساس آرامش ایجاد میکند و باعث میشود مردم به آنچه نگاه میکنند اعتماد کنند. کافی است به شرکتهایی مانند کوکاکولا با لوگوی قرمزش یا طراحیهای بستهبندی زیبای آبی اپل نگاه کنید. این برندهای بزرگ رنگها را بهطور تصادفی انتخاب نکردهاند؛ آنها سالها وقت گذاشتهاند تا دقیقاً بفهمند چه رنگهایی باعث میشود مصرفکنندگان دست از اسکرول کردن در شبکههای اجتماعی بکشند و واقعاً توجهشان را به محصولاتشان جلب کنند.
تحقیقات نشان میدهد که تصاویر متحرک در مقایسه با تصاویر ثابت توانایی بیشتری در جلب توجه مخاطبان دارند. ترکیب عناصر متحرک با طراحیهای رنگارنگ به مخاطبان کمک میکند تا پیامها را مدت زمان بیشتری به یاد داشته باشند، چیزی که بازرگانان به دقت آن را به عنوان شاخصهای کلیدی عملکردی دنبال میکنند. امروزه افراد بیشتری به محتوای متحرک جذب میشوند، چون مخاطبان امروزی انتظار محتوایی حسی و جذاب را دارند. در دنیای امروزی که پر از پیامهای رقیب در تمامی صفحات دیجیتالی است، برندها باید محتوایی ایجاد کنند که از طریق حرکت و ایجاد ارتباط عاطفی بتواند پیامشان شنیده شود و در میان سر و صدای موجود متمایز شود.
دنیای صفحات نمایش در سالهای اخیر بسیار تغییر کرده است، بخاطر پیشرفتهای به دست آمده در فناوریهای بالاتر رزولوشن مانند نمایشگرهای 4K و 8K. این تصاویر فوقالعاده تیز و واضح، باعث میشوند محتوای بصری انواع مختلف بیش از پیش برجسته شوند. امروزه ما این صفحات را در همه جا میبینیم، از جمله در پنجرههای فروشگاهها، تابلوهای تبلیغاتی و حتی در ساختمانهای اداری که شرکتها قصد دارند توجه مخاطبان را جلب کنند. گزارشهای بازار نشان میدهند که کسب و کار نمایشگرهای UHD در حال رشد سریع است. فروشندگان این صفحات را دوست دارند، چون مشتریان واقعاً متوقف میشوند و محصولاتی که با وضوح بالا نمایش داده میشوند را مدت بیشتری تماشا میکنند. سینماها هم در حال ارتقاء هستند، چون مردم وقتی فیلمها را روی صفحات بزرگتری تماشا میکنند، به هر جزئی در فیلم توجه بیشتری میکنند. طراحان محتوا هم اکنون کارشان راحتتر است. با وجود گزینههای رزولوشن بالاتر، طراحان میتوانند تصاویر غنیتری ایجاد کنند و نگرانی از بابت مشکلات پیکسلی شدن را کنار بگذارند. این موضوع به این معنی است که تبلیغات بهتر به نظر میرسند، ارائهها تأثیرگذارتر هستند و در مجموع پیامهای برند به مخاطبانی که امروزه چیزی کمتر از کیفیت کریستالی نمیپذیرند، قویتر منتقل میشود.
صفحههای لمسی در حال تغییر بازی برای نمایشگرهای تجاری هستند و به مشتریان این امکان را میدهند که به جای دیدن صرفاً صفحات ثابت، به صورت مستقیم با آنها تعامل داشته باشند. امروزه ما آنها را در همه جا میبینیم - در پایانههای خروجی فروشگاهها، کیوسکهای اطلاعرسانی در فرودگاهها و حتی آن دستگاههای راهنمای نقشه در مراکز خرید. و وقتی این فناوری با هوش مصنوعی ترکیب شود، کار جالبتر میشود. سیستمهای هوشمند میتوانند نحوه استفاده مردم از نمایشگرها را ردیابی کنند و محتوا را بر اساس آنچه توجه آنها را جلب میکند، تنظیم نمایند. برخی از خردهفروشان اکنون در همان لحظه و بر روی همان صفحه، تبلیغات را به صورت شخصیسازی شده بر اساس فرد مقابل نمایش میدهند. به نظر کارشناسان، در آینده هوش مصنوعی مرزها را همچنان پیش خواهد برد. تابلوهای تبلیغاتی دیجیتال ممکن است به زودی تبلیغات متفاوتی را برای گذرندگان مختلف نمایش دهند و منوهای رستورانها میتوانند غذاهایی را پیشنهاد دهند که با سفارشهای قبلی مشتری تطبیق داشته باشند. آینده برای کسبوکارهایی که مایل به سرمایهگذاری در این فناوریها هستند، بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد.
در دنیای کسب و کار امروزی، کارکرد بیدرز نمایشگرهای ویدئویی با سیستمهای موجود اهمیت زیادی دارد. بیشتر شرکتها به دنبال چیزی هستند که به راحتی در ساختار فعلی آنها جا بگیرد و سردرد یا توقفی ایجاد نکند. به عنوان مثال، نمایشگر ویدئویی با قابلیت استفاده آسان در واقع با بیشتر سیستمهای فعلی سازگار است و این موضوع باعث صرفهجویی در زمان و هزینه و بهبود فرآیندهای روزانه میشود. افرادی که از آن استفاده کردهاند، بهبود واقعی در نحوه انجام کارها در دفتر را گزارش میکنند. بسیاری از آنها میگویند که نصب آن به شگفتی ساده بوده است، تقریباً مثل وصل کردن یک فلش مموری به جای سر و کار داشتن با فناوریهای پیچیده. برخی حتی ذکر کردهاند که کارکنان در عرض چند دقیقه به جای چند روز به راحتی با سیستم جدید کار کردند.
داشتن روشهای متنوع برای قرار دادن صفحات نمایشگر در فروشگاهها واقعاً تجربه مشتریان از فضاهای تجاری را تغییر میدهد. توانایی تطبیق اهمیت دارد، چون چیزی که در یک نقطه به خوبی کار میکند ممکن است برای منطقهای دیگر که الگوی حرکت افراد متفاوت است مناسب نباشد. برخی از آمارها نشان میدهند که زمانی که کسبوکارها از این پایههای قابل تنظیم استفاده میکنند، توجه بیشتری از سوی خریداران به دست میآورند، چون صفحات نمایشگر بهتر دیده میشوند. به عنوان مثال، بسیاری از رستورانها اکنون منوی خود را روی پایههایی قرار میدهند که میتوان آنها را بر اساس الگوی تردد افراد جابجا کرد. این پایهها انعطاف بسیار خوبی برای تطبیق با نیازهای گوناگون کسبوکارها فراهم میکنند و در عین حال ظاهر کل فضای تجاری را بهتر میکنند. فروشگاهها گزارش میدهند که مشتریان تمایل دارند محصولات بیشتری را متوجه شوند وقتی که نمایشگاهها در موقعیتهای ثابت قرار نگرفته باشند.
نمایشگر ویدیویی کوچک دسکتاپ تبدیل به یک موفقیت آمیز برای کارمندان دفتری شده است که به دنبال حداکثر کردن فضای محدود میز کار بدون قربانی کردن کیفیت صفحه نمایش هستند. امروزه دفاتر به تجهیزاتی نیاز دارند که فضای کمی را اشغال کنند اما همچنان عملکرد خوبی ارائه دهند. بیشتر متخصصان به سمت این نمایشگرها گرایش دارند زیرا مشخصات قدرتمندی را در یک فضای کوچک جمع میکنند. با بررسی دادههای فعلی بازار، به وضوح تغییری به سمت این پیکربندیهای صرفهجویی کننده در فضا مشهود است. شرکتهایی که از این امر adopt میکنند، فضای کاری تمیزتری را گزارش میدهند و افتی در خروجی وجود ندارد، هرچند فضای میز کمتری وجود دارد.
فروشگاههای خردهفروشی در سراسر کشور در حال تغییر در ظاهر و احساس کلی خود هستند، بخاطر صفحات نمایش ویدیویی که توجه خریداران را جلب میکنند و باعث میشوند آنها مدت بیشتری در فروشگاه بمانند. فروشگاههایی که این نمایشگرها را نصب کردهاند، گزارش میدهند که تعداد بیشتری از افراد از درهای آنها عبور میکنند و در حین حضورشان بیشتر خرید میکنند. یک مطالعه اخیر نشان داده است که فروشگاههایی که از تصاویر متحرک به جای پوسترهای ثابت استفاده میکنند، حدوداً ۳۰ درصد مشتری بیشتری در تعامل با محصولات دارند. فروشگاههای بزرگ و کوچک هر دو صفحات نمایش را در همه جا از ورودیها گرفته تا سالنهای پوشیدن لباس قرار میدهند تا کالاهای جدید را به نمایش بگذارند، داستان برند خود را بگویند و حتی به مشتریان اجازه دهند از گزینههای ماکیاژ یا پوشاک مجازی استفاده کنند. قسمت خوب این است؟ مشتریان دوباره برمیگردند چون چیزهای جالبی را که دفعه قبل دیدهاند به یاد میآورند. شرکتهای والمارت، تارگت و زنجیرههای کوچکتر در سراسر آمریکا سرمایهگذاری زیادی را در این فناوری انجام میدهند تا سفرهای خریدی را برای همه کاربردیتر و لذتبخشتر کنند.
هتلها و رستورانها بهطور گستردهای در حال رویآوردن به نمایشگرهای ویدیویی هستند تا فضاهایی منحصر به فرد ایجاد کنند که به یاد ماندنی برای مهمانان تبدیل شود. مراکز برتر این نمایشگرها را در سراسر محلهایی از جمله لابیهایی به کار میگیرند که منوهای تعاملی بازدیدکنندگان را استقبال میکنند یا در اتاقهای خواب که مهمانان میتوانند تنظیمات سرگرمی خود را کنترل کنند. به عنوان مثال، آن دسته از اماکن لوکسی که در فضاهای کنفرانس دیوارهای دیجیتالی بزرگ نصب میکنند. این نمایشگرها فقط یک ترفند چشمنواز نیستند، بلکه داستانهایی را بهصورت تصویری روایت میکنند و محتوایی سفارشی برای رویدادهای مختلف نمایش میدهند. وقتی افراد با حس خوبی از آنچه روی صفحه دیدهاند از یک مکان خارج میشوند، تمایل دارند دوباره بازگردند و از مکانهایی که از نظر فناوری برجسته هستند، به دوستانشان بگویند. در نهایت، چه کسی فراموش میکند که در یک هتل چکین کرده که دیوارها انگار بهصورت شخصی به او خوش آمدهاند؟
در دنیای کار مشترک امروزی، صفحههای نمایش ویدیویی نقش مهمی در حفظ ارتباط تیمها در مکانهای مختلف اداری ایفا میکنند. هنگامی که این نمایشگرها به خوبی با ابزارهایی مانند تختههای سفید اشتراکی و ذخیرهسازی ابری کار کنند، کارمندان معمولاً کارها را سریعتر انجام میدهند. بر اساس دادههای TechResearch از سال گذشته، شرکتهایی که فناوری اتاقهای جلسه خود را بهروز کردند، افزایشی حدوداً یکچهارم در بهرهوری همکاری تیمها در جلسات گزارش دادند. برای شرکتهایی که میخواهند این زیرساخت را به درستی راهاندازی کنند، سرمایهگذاری در نمایشگرهایی که با چندین اپلیکیشن کنفرانس ویدیویی کار میکنند، منطقی است. همچنین باید امکانات لمسی برای ارائه و به اشتراک گذاشتن اسناد را در نظر بگیرند. انجام صحیح این کار به این معنا است که دفاتر به خوبی کار کنند، چه افراد کنار هم نشسته باشند و چه از خانه کار کنند. سرمایهگذاری هوشمندانه در فناوری نمایشگرهای خوب دیگر تنها یک امر آرزومندی نیست، بلکه برای هر شرکتی که جدیگی خود را در قصد ماندن در محیط کار جدید نشان دهد، ضروری شده است.
هنگامی که نمایشگرهای ویدئویی هویت برند یک شرکت را منعکس میکنند، یک تصویر بصری سازگار ایجاد میشود که واقعاً متمایز است. با بررسی مثالهای واقعی در دنیای کسبوکار، برندهایی که رنگها، لوگوها و سبک کلی خود را در نمایشگرهای دیجیتال به کار میگیرند، معمولاً شناخت بیشتری از برند خود به دست میآورند و آگاهی قویتری از برند خود را حفظ میکنند. متخصصان طراحی برجسته میکنند که زمانی که تمامی محتوای نمایشگرها ارزشهای برند را منعکس کند، این هماهنگی باعث ایجاد اعتماد در بلندمدت میشود، زیرا بینندگان به مرور زمان این الگوها را تشخیص میدهند. قبل از پرش به کار طراحی، شرکتهای خردمند وقت میگذارند تا دقیقاً درک کنند چه چیزی برند آنها را منحصربهفرد میکند، تا بتوانند این ویژگیها را در هر عنصر بصری که تولید میکنند، بدرخشانند.
در طراحی نمایشگرهای ویدیویی، یافتن نقطه تعادل بین ظاهر و عملکرد اهمیت زیادی دارد. نمایشگرهای خوب باید توجه بیننده را جلب کنند و در عین حال به درستی کار خود را انجام دهند. کارشناسان طراحی که با آنها صحبت کردهایم، بر این نکته تأکید دارند که گوش دادن به خواستههای واقعی کاربران و شناخت دقیق محل نصب نمایشگر، تفاوت ایجاد میکند. بسیاری از طراحان با پرسیدن سوالات اولیه درباره اینکه چه کسانی از آن استفاده میکنند و چه انتظاراتی از آن دارند، شروع میکنند. به عنوان مثال فروشگاههای خردهفروشی را در نظر بگیرید - برخی از آنها صفحهنمایشهای پرتوانی نصب میکنند که خیلی خوب به نظر میرسند اما کسی آنها را مطالعه نمیکند، چونکه خیلی روشن هستند یا در زوایای نامناسبی قرار گرفتهاند. نصبهای موفق معمولاً ترکیبی از تصاویر چشمگیر و همراه با راهبری آسان هستند تا مردم از کار با آنها عصبانی نشوند. بهترین نمونهها طبیعی به نظر میرسند و نه اجباری، و همه اطرافیان را از نتیجه کار راضی نگه میدارند.
